حرف های ناگفته

برخیز و بیا بتا برای دل ما

حل کن به جمال خویشتن مشکل ما

یک کوزه شراب تا بهم نوش کنیم

زان پیش که کوزه ها کنند از گل ما

*****************

چون عهده نمی شود کسی فردا را

حالی خوش کن تو این دل شیدا را

می نوش به ماهتاب ای ماه که ماه

بسیار بتابد و نیابد ما را

*******************

ای آمده از عالم روحانی تفت

حیران شده در پنج و چهار و شش و هفت

می نوش ندانی ز جا آمده ای

خوش باش ندانی به کجا خواهی رفت

نوشته شده در ۱۳۸٦/٩/٢ساعت ۳:۳٢ ‎ق.ظ توسط ایرج نظرات () |


Design By : Night Skin