حرف های ناگفته

گر مِی نخوری طعنه مزن مستان را

بنیاد مکن تو حیله و دستان را

تو غرّه بدان مشو که مِی مینخوری

صد لقمه خوری که مِی غلام است آن را

 

***********

 

ای صاحب فتوی ز تو پر کارتریم

با این همه مستی از تو هشیارتریم

تو خون کَسان خوری و ما خون رَزان

انصاف بده کدام خونخوارتریم

 

***********

 

قومی متفکرند در مذهب و دین

قومی به گمان فتاده در راه یقین

می ترسم از آنکه بانگ آید روزی

که ای بی خبران راه نه آنست و نه این

 

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/٦/٢۸ساعت ٤:٥٩ ‎ق.ظ توسط ایرج نظرات () |

توی شهر خون و خنجر تو دیار دود و باروت

رو زمین،گوشه ی دیوار،پر مُرده،پر تابوت

میر فضبها توی میدون،سر خورشید و بریدن

گزمه ها زیر شکنجه،رس مهتاب و کشیدن

همه جا سرخ،همه جا خیس،همه جا لشکر ابلیس

همه جا خون،همه داغون،سینه ها گلوله بارون

صحبت چکمه و دندون،لب و قنداق تفنگه

گولّه ها سربی ان و داغ،سینه مغلوب فشنگه

همه مَردا سر دارن،دیگه مردونگی مُرده

قفس از یاد پرنده،طعم آزادی رو برده

واسه گریه دیگه اشکی،تو بساط گونه ها نیست

این روزا حتی یه شعله،تو اجاق خونه ها نیست

قفل آزادی خورشید،توی دستای یه خفاش

شهر،تو چنگ اراذل،نور زندونی اوباش

یه کی دشنه گذاشته،زیر قب قبِ پرنده

میگه سرنوشت آواز،زنجیر و زندون و بنده

نوشته شده در ۱۳۸۸/٦/٤ساعت ۳:٥٠ ‎ق.ظ توسط ایرج نظرات () |


Design By : Night Skin