حرف های ناگفته

بعد یک سال بهار آمده، می بینی که؟
باز تکرار به بار آمده، می بینی که؟

سبزی سجده ی ما را به لبی سرخ فروخت

عقل با عشق کنار آمده، می بینی که؟


آن که عمری به کمین بود، به دام افتاده
چشم آهو به شکار آمده، می بینی که؟


حمد هم از لب سرخ تو شنیدن دارد
گل سرخی به مزار آمده، می بینی که؟

غنچه ای مژده ی پژمردن خود را آورد
بعد یک سال بهار آمده، می بینی که؟

 

                                            فاضل نظری

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٢/٢٩ساعت ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ توسط ایرج نظرات () |


Design By : Night Skin