حرف های ناگفته

گر مِی نخوری طعنه مزن مستان را

بنیاد مکن تو حیله و دستان را

تو غرّه بدان مشو که مِی مینخوری

صد لقمه خوری که مِی غلام است آن را

 

***********

 

ای صاحب فتوی ز تو پر کارتریم

با این همه مستی از تو هشیارتریم

تو خون کَسان خوری و ما خون رَزان

انصاف بده کدام خونخوارتریم

 

***********

 

قومی متفکرند در مذهب و دین

قومی به گمان فتاده در راه یقین

می ترسم از آنکه بانگ آید روزی

که ای بی خبران راه نه آنست و نه این

 

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/٦/٢۸ساعت ٤:٥٩ ‎ق.ظ توسط ایرج نظرات () |


Design By : Night Skin