حرف های ناگفته

خیلی سخته که انسان گاهی به چشم خودش ببینه داره به سمت سقوط می ره...

خیلی سخته که خودت رو کنار یه پرتگاه در یک قدمی سقوط ببینی.......

خیلی سخته که ببینی دیگران هم دارن بهت کمک می کنن و تو رو هل می دن به سمت این سقوط حتی عزیزترین ها......

سخت تر اینه که بالهاتو بچینن که یه وقت از سقوط جان سالم به در نبری.....

فاصله ی بین دوستی و دشمنی ،بین محبت و نفرت  کمتر از یک تار مو ضخامت داره...

گاهی وقتها انسان احساس می کنه داره به پوچی می رسه اونم از نوع مطلقش....

گاهی وقتها نفرت سعی می کنه به دلهامون راه پیدا کنه..........

گاهی........................

...............

ای ستاره ای که پیش دیده ی منی

باورت نمی شود که در زمین،

هر کجا به هر که می رسی،

خنجری میان مشت خود نهفته است!

پشت هر شکوفه ی تبسمی،

خار جانگزای حیله ای شکفته است!

                                       فریدون مشیری

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/٧/۱٥ساعت ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ توسط ایرج نظرات () |


Design By : Night Skin