حرف های ناگفته

"جشن دلتنگی"

شب آغاز هجرت تو٬شب در خود شکستنم بود

شب بی رحم رفتن تو٬ شب از پا نشستنم بود

شب بی تو شب بی من٬شب دل مُرده های تنها بود

شب رفتن شب مردن٬ شب دل کندن من از ما بود

واسه جشن دلتنگی ما٬ گل گريه سبد سبد بود

با طلوع عشق من و تو٬ هم زمين هم ستاره بد بود

از هجرت تو شکنجه ديدم٬ کوچ تو اوج رياضتم بود

چه مؤمنانه از خود گذشتم٬ کوچ من از من نهايتم بود

بدادم برس!بدادم برس!تو ای ناجی تبار من

بدادم برس!بدادم برس!تو ای قلب سوگوار من

 

نوشته شده در ۱۳۸٥/٤/۱٥ساعت ۸:٥٥ ‎ب.ظ توسط ایرج نظرات () |


Design By : Night Skin