حس رویایی

 

حسی مبهم میان همین روزها........مزه ی تلخ روزهای رفته .....شوق کودکانه میان این همه سیاهی.....من هنوز مانده ام در میان همان حس و شوق....... چنگ می زند این حس کودکانه هر روز ابریشم احساسم را.........دلم می خواهد رها شوم میان این تکه های ابر .....سبکبال و پر بار.....ضربه های کلاوی و صدایی خوش و نوازش گر روح.......دستهایی عاشق.......روح بلند می خواهد دل کندن از عروسک های خیمه شب بازی..........من از تبار سادگی ام.........آتشفشانم وجودم هر لحظه سوی سادگی فوران می کند.......نه من نمی توانم تیره بمیرم.......من آبی ام آرام و وسیع........ساده ام و صمیمی مثل بوی باران.........روحم را می نوازد صدای موزون کلاوی ها........لحظه تولد هر باره.......من هر بار متولد می شوم........دنیای کوچک من همین باران است و صدای گوش نواز سازم و یک بغل عشق.........تهی می شوم هر بار از هر چه سیاهی است.....زندگی برایم جاری می شود وقتی این گونه دستهایی عاشق می نوازد.........و من زنده ام هنوز وهر روز نفس تازه ای می گیرد تن از پا افتاده ام........باید جاری بود میان زندگی..........غروب نزدیک است .......

                                سادگی ام آرزوست..........

           

                   (because I love you-yirumaدر حال گوش دادن  به قطعه )

 

/ 20 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهار

کار دیگری نداریم من و خورشید برای دوست داشتنت بیدار می شویم هر صبح ... احمد شاملو

بهار

کنار حوصله ام بمان ... اگر نباشی "دلم " که هیچ " دنیا " هم تنگ می شود

بهار

گاهـی بـرای او چيزهـايی می نويسـی ، بعـد پـاک مـی کنـی ، پـاک مـی کنـی ؛ . او هيـچ يـک از حـرف هـای تـو را نمـی خوانـد ، امـا تــــــو .. . تمـام حـرف هايـت را گفـته ای ...!

نفس♥

دستت تو دست من همپای هم رفتن با هم خطر کردن کی فکرشو می کرد نزدیک و هم پرسه شبی که بی ترسه من، تو، خدا، هر سه کی فکرشو می کرد کی فکرشو می کرد عاقبت کارو بعد از یه عمر حسرت این همه دیدارو کی فکرشو می کرد آخر این راهو پلنگ ناباور تو بستر ماهو من عاشقت بودم تموم این سالا از اولین دیدار تا به همین حالا من عاشقت بودم از متن پروانه از اولین فصل نگاه دزدانه حالا تو اینجایی این کار تقدیره میدونی که قلبم دور از تو میمیره حالا تو بعد از اون دوران اشک و درد کنار من هستی کی فکرشو می کرد کی فکرشو می کرد عاقبت کارو بعد از یه عمر حسرت این همه دیدارو کی فکرشو می کرد آخر این راهو پلنگ ناباور تو بستر ماهو دستت تو دست من همپای هم رفتن با هم خطر کردن کی فکرشو می کرد نزدیک و هم پرسه شبی که بی ترسه من، تو، خدا، هر سه کی فکرشو می کرد کی فکرشو می کرد عاقبت کارو بعد از یه عمر حسرت این همه دیدارو کی فکرشو می کرد آخر این راهو پلنگ ناباور تو بستر ماهو

گیتار بی صدا

زیبا و پرا از احساس

نفس♥

رو به تو سجده مي كنم دري به كعبه باز نيست بس كه طواف كردمت مرا به حج نياز نيست به هر طرف نظر كنم نماز من نماز نيست مرا به بند مي كشي از اين رهاترم كني زخم نمي زني به من كه مبتلاترم كني از همه توبه مي كنم بلكه تو باورم كني قلب من از صداي تو چه عاشقانه كوك شد تمام پرسه هاي من كنار تو سلوك شد عذاب مي كشم ولي عذاب من گناه نيست وقتي شكنجه گر تويي شكنجه اشتباه نيست قلب من از صداي تو چه عاشقانه كوك شد تمام پرسه هاي من كنار تو سلوك شد عذاب مي كشم ولي عذاب من گناه نيست وقتي شكنجه گر تويي شكنجه اشتباه نيست

نفس♥

درگیر رویای توام منو دوباره خواب کن دنیا اگه تنهام گذاشت تو منو انتخاب کن دلت از آرزوی من انگار بی خبر نبود حتی تو تصمیمای من چشمات بی اثر نبود خواستم بهت چیزی نگم تا با چشام خواهش کنم درا رو بستم روت تا احساس آرامش کنم باور نمی کنم ولی انگار غرور من شکست اگه دلت میخواد بری اصرار من بی فایدست هر کاری میکنه دلم تا بغضمو پنهون کنه چی میتونه فکر تو رو از سر من بیرون کنه یا داغ رو دلم بذار یا که از عشقت کم نکن تمام تو سهم منه به کم قانعم نکن

نفس♥

منو حالا نوازش کن ، که این فرصت نره از دست شاید این آخرین باره ، که این احساس زیبا هست منو حالا نوازش کن ، همین حالا که تب کردم اگه لمسم کنی شاید ، به دنیای تو برگردم هنوزم میشه عاشق بود ، تو باشی کار سختی نیست بدون مرز با من باش ، اگر چه دیگه وقتی نیست نبینم این دم آخر، تو چشمات غصه میشینه همه اشکاتو میبوسم ، میدونم قسمتم اینه تو از چشمای من خوندی ، که از این زندگی خستم کنارت اونقدر آرومم ، که از مرگ هم نمیترسم تنم سرده ولی انگار ، تو دستای تو آتیشه خودت پلکامو میبندی و این قصه تموم میشه هنوزم میشه عاشق بود ، تو باشی کار سختی نیست بدون مرز با من باش ، اگر چه دیگه وقتی نیست نبینم این دم آخر، تو چشمات غصه میشینه همه اشکاتو میبوسم ، میدونم قسمتم اینه!

نفس♥

یکم کمتر اگه بودی بهت عادت نمی کردم کجا رفتی؟! که من اینجا دارم پی ِ تو می گردم هنوز روزای ِ بارونی منو به گریه میندازه تو هرجایی که هستی باش در ِ این خونه روت بازه تو هرجایی که هستی باش در ِ این خونه روت بازه . تو هرجایی دلم اونجاست بهت بدجور وابسته ــَم یه جوری منتظر میشم که تو باور کنی هستم داره این حس ِ دلشوره همه دنیام و می گیره می ترسم روزی برگردی که واسه عاشقی دیره . . . به احساست وفا دارم به حسی که نیازم بود تو این دنیا فقط عشقت تنها امتیازم.بود برای ِ دیدنت دارم تموم ِ شهر و می گردم یکم کمتر اگه بودی بهت عادت نمی کردم یکم کمتر اگه بودی بهت عادت نمی کردم . داره این حس ِ دلشوره همه دنیام و می گیره می ترسم روزی برگردی که واسه عاشقی دیره

نفس♥