سادگی هایم کجاست؟

پا به پای کودکی هایم بیا

کفش هایت را به پا کن تا به تا

قاه قاه خنده ات را ساز کن

باز هم با خنده ات اعجاز کن

پا بکوب و لج کن و راضی نشو

با کسی جز عشق همبازی نشو

بچه های کوچه را هم کن خبر

عاقلی را یک شب از یادت ببر!

خاله بازی کن به رسم کودکی

با همان چادر نماز پولکی

طعم چای و قوری گلدارمان

لحظه های ناب بی تکرارمان

مادری از جنس باران داشتیم

در کنارش خواب آسان داشتیم

یا پدر اسطوره  دنیای ما

قهرمان باور زیبای ما

قصه های هر شب مادربزرگ

ماجرای بزبز قندی و گرگ!

غصه هرگز فرصت جولان نداشت

خنده های کودکی پایان نداشت

هر کسی  رنگ خودش بی شیله بود

ثروت هر بچه قدری تیله بود

ای شریک نان و گردو و پنیر  !

همکلاسی ! باز دستم را بگیر

مثل تو دیگر کسی یکرنگ نیست

آن دل نازت برایم تنگ نیست ؟

حال ما را از کسی پرسیده ای ؟

مثل ما بال و پرت را چیده ای ؟

حسرت پرواز داری در قفس؟

می کشی مشکل در این دنیا نفس؟

سادگی هایت برایت تنگ نیست ؟

رنگ بی رنگیت اسیر رنگ نیست ؟

رنگ دنیایت هنوزم آبی است ؟

آسمان باورت مهتابی است ؟

هرکجایی شعر باران را بخوان

ساده باش و باز هم کودک بمان

باز باران با ترانه ، گریه کن !

کودکی تو ، کودکانه گریه کن!

ای رفیق روز های گرم و سرد

سادگی هایم به سویم باز گرد!

/ 57 نظر / 51 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حسود

وقتی بـ ـ ـ ـ ـ ـ ـغلت کردم تمام تـــــــــــــــنم ♥ لـــــــــــرزید ♥ نـــــــــــه واسه خــــــوشحالی... یاعـ ـ ـ ـ ـ ـشق بازی!! واسه " تــــــــــــــــــرس" از فـ ـ ـ ـ ـ ـردای بـــــــــــــدون تو... !!!

نفس♥

سر به زیرم نه از آنروی که افتاده شدم بل از آنروی که از ّرد تو جویم اثری مانده ام چشم براه تو در آغوش خزان تا مگر باد رساند به من از تو خبری در هراسم پس ازین فاصله، وصلی نبرم نبرم عاقبت از صبر و سکوتم ثمری با دلم عهد نبستم که ز یادت ببرم تو چنان باش که این نکته ز یادت نبری

اردک

دلتنگ که میشوم.... تنها پناهم عکسهای توست چقدر خوب نگاهم میکنی!!!!!!!!!!!!

اردک

دلتنگ که میشوم.... تنها پناهم عکسهای توست چقدر خوب نگاهم میکنی!!!!!!!!!!!!

خرووووووووووووووووووو

یعــنی میشـود روزے برسد کــه بیــایــی مرا در آغـــوش بگیـــرے بخــواهــمــ ار تــــو گــِلـــه کنــمــ تــــو بگـــویی هیــــــس...هــمــه کـابــوس هــا تــمــام شــُد...

خرووووووووووووووووووو

یعــنی میشـود روزے برسد کــه بیــایــی مرا در آغـــوش بگیـــرے بخــواهــمــ ار تــــو گــِلـــه کنــمــ تــــو بگـــویی هیــــــس...هــمــه کـابــوس هــا تــمــام شــُد...

خرووووووووووووووووووو

یاבت را از مـטּ نگیر ، بگذار مـטּ همـ مثل ωـهراب بگویمـ בلخوشے ها ڪمـ نیـωـت ...

حسود

من به کوتاهیِ این ثانیه ها معتقدم عشق یک معامله نیست !!! ساده باید گفت: دوستت می دارم ...

اردک

گمم نکن... در گوشه ای از حافظه ات آرام می نشینم فقط بگذار بمانم...

نفس♥

شب که می شود بساطِ رویا می گستراند خیالت در دلم و تا گرگ و میش چشمها مرا با قطار آرزو ها راهی تو می کند از سد حادثه ها می گذراند و مرا تا ایستگاه آخر که آن را عشق خوانند مسافر می کند و در آن ایستگاه متروک تا سقوط خورشید صدای پای تو را انتظار می کشم…