"لحظه ی ديدار"

لحظه ی ديدار نزديک است

باز من ديوانه ام مستم

باز می لرزد دلم دستم

باز گويی در جهان ديگری هستم

های!نخراشی به غفلت گونه ام را تيغ

های!نپريشی صفایِ زلفکم را ٬دست

آبرويم را نريزی دل! ای نخورده مست

لحظه ی ديدار نزديک است

/ 5 نظر / 16 بازدید
وحيد

سلام اقا ايرج بابا دت خوش اينا کار يه نفره اگه به ما هم سر بزنی خوشحال ميشم

پونه

بااين اسم خاطره ي خوبی ندارم

حسينی

سلام دوست عزيز شعرات برام جالب بود .موفق باشی يه سری هم به ما بزن

سودابه

سلام ايرج. واقعا آلی بود.بهت تبريک ميگم. موفق باشی.

حسين

اين شعر از ملموسترين شعرهای عاشقانه ی معاصر است(حتی کل تاريخ)باز هم از اخوان کار کن او يک شعر سيار ملموس ديگر هم دارد(دريچه ها)