در به در

آخرین مسافر شب،آخرین عابر تنها

آخرین صدای کوچه،گریه ی شاعر تنها

آخرین عابر شبگرد،منم و این همه غربت

سایه ام غبار جاده،جاده های بی نهایت

شب به شب کوچه به کوچه،در به در خانه به خانه

قصه ام در به دری هاست،پرسه های بی ترانه

شب به شب پرسه به پرسه،در به در خانه به خانه

کوله بار گریه دارم،گریه های بی بهانه

..........................................

در کجای این جهانم؟از کدامین سرزمینم؟

که چنین گم شده از خویش،آخرین تنهاترینم؟

در کجای این زمینم؟در کجای این زمانه؟

که نمی رسد به خانه پرسه های بی ترانه؟

آخرین عابر شب گرد،منم و این همه غربت

سایه ام غبار جاده،جاده های بی نهایت

 شب به شب کوچه به کوچه،در به در خانه

قصه ام در به دری هاست،پرسه های بی ترانه

شب به شب پرسه به پرسه،در به در خانه به خانه

کوله بار گریه دارم،گریه های بی بهانه

/ 67 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دختر خورشید

هنگام بوسه و غزل عاشقانه نيست هرچيز رنگ آتش و خون دارد اين زمان هنگامه ي رهايي لب ها ودست هاست عصيان زندگيست!

بهار

ستاره مرا خواهد زاد پس از مرگم ومن پشت تمام پنجره هايي كه عاشقشان بوده ام روزي پروانه خواهم شد....

بهار

رفت در ظلمت شب آن شبهاي دگر هم نگرفتي دگراز عاشق آزده خبر هم نكني ديگر از آن كوچه گذر هم بي تو اما به چه حالي من از كوچه گذشتم

بهار

امیدی نیست به انان که فکر میکردیم می دانند اسمان ابیست...!

بهار

اشکی از شاخه فروریخت مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت.... اشک در چشم تو لرزید ماه بر عشق تو خندید

بهار

پر پرواز ندارم اما دلی دارم در حسرت درناها...

بهار

پر پرواز که ندادی ام سنگ نینداز این شکسته بال را

بهار

نازنین هیچ کسی نیست بیا کوچه ها دلتنگند سیره سامان بی تاب شعرهایم مرطوب چشمهایم نمناک نازنین همه جا پاییز است شعرها رنگ غروب حرف ماندن پوسید نازنین.......... هیچ نگفتی که چرا !!!!!!!!!!!!!! دل تنگم هیچ نگفتی که چرا بی رنگم نازنین هیچ نگفتی که چرا کوچه ها دلتنگند............................. نازنین هیچ نگفتی.............

بهار

[گل]شادزی و مهر افزون[گل]