خاک کوير

1203280318

در راه رسيدن به تو گيرم که بميرم

اصلا به تو برخورد مسيرم که بميرم

يک قطره ی آبم که در انديشه ی دريا

افتادم و بايد بپذيرم که بميرم

يا چشم بپوش از منو از خويش برانم

يا تنگ در آغوش بگيرم که بميرم

از زندگی بی تو گريزانم و بيزار

آنقدر که بگذار بميرم که بميرم

اين کوزه ترک خورد چه جای نگرانی است

من ساخته از خاک کويرم که بميرم

/ 3 نظر / 6 بازدید
متین

اين شعر مال خودته؟ خيلی قشنگ بود با تبادل لينک چطوری؟

Sogholme

sheere besyr zibaii hast. ghamnak por ehsas va latif. movafagh bashin hamishe.

بهار

تو رفته ای و دل من لبالب از درد است هنوز بغض نگاهم خوش و هم سرد است تو رفته ای و غزل رنگ غصه می گیرد میان دفتر عشقم که مرگ یک مرد است اگر خیال نگاهت نبود می مردم کنار غصه ی تنهایی و پریشانی نبودی و تو ندیدی که رفتنت حالا شده شبیه همان گریه های پنهانی