مار در محراب

            مار در محراب

برای من که در بندم چه اندوه آوری ای تن

فراز وحشتی داری فرود خنجری ای تن

غم آزادگی دارم به تن دلبستگی تا کی؟

به من بخشیده دلتنگی شکستن های پی در پی

در این غوغای مردم کش در این شهر به خون خفتن

خوشا در چنگ شب مردن ولی از مرگ شب گفتن

چرا تن زنده و عاشق کنار مرگ فرسودن

چرا دلتنگ آزادی گرفتار قفس بودن

قفس بشکن که بیزارم از آب و دانه در زندان

خوشا پرواز ما حتی به باغ خشک بی باران

در آوار شب و دشنه چکد از قلب من خوناب

که می بینم من عاشق، چه ماری خفته در محراب

خوشا از بند تن رستن پی آزادی انسان

نمی ترسم من از ایثار که اینک سر،که اینک جان

اگر پیرم اگر برنا اگر برنای دل پیرم

به راه خیل جان بر کف که می میرند می میرم

اگر سرخورده از خویشم من مغرور دشمن شاد

برای فتح شهر خون تو رو کم دارم ای فریاد 

                                                        ایرج جنتی عطایی

/ 19 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
اب-بابا

سلا ایرج عزیز من که عذر خواهی کردم بابت این تاخیر ها ان شالله 2 هفته دیگه فیلمبرداری تمومه و برمیگردم . من رو شرمنده میکنی هر بار که مینویسی نیستی و کم پیدایی و ... ! دمت گرم و سرت خوش

fariba

سلام.... به به به... میبینم از خودت ذوق و استعداد در کردی.... آفرین... نه، واقعا امیدوارم کردی احساس کردم ... یه مدت ترشی اینا نخور ببینیم چی میشه....[نیشخند] راستی به آرزوت رسیدی آپ کردم[نیشخند] شوخی کردم.پست جدید گذاشتم.بیای خوشحال میشم[گل]

ترانه

سلام ممنون بهم سر زدی ، وبلاگ بسیار زیبایی دارید بهتون تبریک می گم . چه زیباست این شعر و چه حسی بهم داد شاید وصف روزگار ما باشد [گل]

امید

سلامموفق و پیرئز باشین فردا الله واکبر فراموش نشه منظورم جمعه ساعت 10

fariba

ای وای.... بلابه دور.... پسر این چیزاچیه میگی؟ پای این برنامه های مبتذل میشینی اینجوری شدی دیگه.... پاتو جلو بزرگتر که دراز میکنی... با پای راست که تو موال میری... تا این سن هم که عزب موندی.... این برنامه ها رو که.... ای وای بر من.... به محارب که چه عرض کنم.... مفسد فی الارض شدی....[اضطراب] فامیلیتم که جنتیه... کجات به جنت میخوره؟ باید برزخی میشدی... فردا لوت دادم میفهمی.... اصلا قصور از من بوده ... همین فردا میبرم آب توبه میریزم سرت... ریش سیبیلتم دیگه حق نداری بزنی... فردا هم زنم میزنم واسه دختر کوچیکه اقدس خانوم صحبت میکنم برات تا دیگه از این منحرف تر نشدی... پسره جای اینکه بره سریال کلانتر که اینهمه ضرغامی جون واسش زحمت کشیده نگاه کنه برنامه صور اسرافیل نگا میکنه[عصبانی] صبر کن....[ابرو]

fariba

عزیزم میتونی از همین الان شروع کنی... من به شما قول بی شرف میدم که تا یک سال و یک هفته بعد پستی در کار نیس... ون میخوام برم سری سوم کلانترو بسازم[مغرور]

ترانه

سلام با تب فوتبال و البته تب ما به روزم . بهم سر بزن خوشحال می شم [گل]

بی سرزمین تر از باد

سلام بر دوست همیشگی من خوبی ایرج جان؟ شرمنده به خدا نتونستم بیام وب [خجالت][خجالت][خجالت][خجالت] اونقدر گفتم که آزادی به مرگ ساده تن دادی شاید از جرم دیروزه که به این روز افتادی منم همرنگ تو میشم سراغ عشقو می گیرم که با هر قطره خونت منم مثل تو میمیرم پای حرف تو میمونم که امیدو به من دادی منم همراه تو میشم به عشق صبح آزادی به عشق صبح آزادی [ماچ][گل][خداحافظ]