طلايه دار

443506164_122843b15b.jpg?v=0

ای بزرگ موندنی ای طلايه دار روز

سايه گستر رو سر از گذشته تا هنوز

ای صدات صدای نور تو شب پوسيدنی

ای سخاوت غمت بهترين بوسيدنی

اگه شعرم زمزمه توی بازار صداست

تپش قلبم اگه پچ پچ شاپرکاست

تو رو فرياد می زنم ای که معجزه گری

ای که اين شب زده رو به سپيده می بری

ای تو ياور بزرگ همه قلبهای شکسته

ای تو مرهم عزيز هر چی دسته پينه بسته

رو کدوم قله نشستی تو که دنيا زير پاته

غصه ی دستای خالی لرزش پاک صداته

توی قرن دود و آهن تو رسول گل و نوری

تو عطوفت مسلم تو حقيقت غروری

تو مفسر محبت تو طلايه دار صبحی

فاتح تاريخی من تو خود سردار صبحی

اسم تو اسم شب من به شکوه اسم اعظم

متبرک و عزيزی مثل سجده گاه آدم

واسه اين شرقی تن داده به باد

تو گوارايی حس وطنی

تو شقاوت شب قرن يخی

تو شکوفايی تاريخ منی

/ 13 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آنيتا

سلام به بي معرفتا!خوبين؟چطورين؟مي بينم كه اين زهرا باتودست به يكي شده!مگه قرارنبودمن وزهراباهم توروبكشيم؟ اينوبخون: پرشین بلاگ - اولین و بزرگترین سرویس وبلاگ فارسی - درنظر دارد همزمان با میلاد امام علی (ع) جشن تولد پنج سالگی پرشین بلاگ و وبلاگ فارسی را برگزار نماید. این جشن از ساعت 16:30 روز 4 مردادماه در محل دانشکده مدیریت دانشگاه تهران برگزار میشود. درصورت تمایل نسبت به شرکت در این جشن لطفا فرم زیر را تا پایان وقت اداری روز سه شنبه تکمیل و ارسال بفرمایید. پس از آن از سوی پرشین بلاگ دعوتنامه حضور در این جشن برای شما ارسال میشود. به علت محدودیت در فضا و امکانات تنها قادر به پذیرایی از مدعوین می باشیم. فرم ثبت نام برای شرکت در جشن تولد وبلاگ فارسی : http://persianblog.ir/birthday/

zahra

انيتا چشاتو در ميارم

zahra

سلااااااااااااااااااااام ايرج ای بی مرام . چرا پيدات نيست ؟ نکنه شدی جزو دسته فرار مغزها يا شايد انيتا زودتر از من مقتولت کرده ايرج مگه نگفتم زودتر اعتراف کن وگر نه .. هر چی شد پای خودت ببين لئوناردو ..... بيا مسنجر کارت دارم . قائم باشک با

جوجو

دوستت داشتم ولی هرگز نگفتم نگفتم تا ز چشم تو نیفتم نگفتم تا ندونی عاشقم من ندونی بعد تو از پا می افتم خیال کردم اگه روزی بدونی می ری شعر جدایی رو می خونی می ری تنها میشم با بغض و گریه توی شهر و دیار بی نشونی

جوجو

دانی که شمع دم مرگ به پروانه چه گفت ؟ گفت : ای عاشق بیچاره فراموش شوی سوخت پروانه ولی خوب جوابش را داد گفت : طولی نکشد تا خاموش شوی

جوجو

سرا پا اگر زرد و پژمرده ايم ولي دل به پاييز نسپرده ايم چو گلدان خالي لب پنجره پر از خاطرات ترك خورده ايم اگر داغ دل بود ما ديده ايم اگر خون دل بود ما خورده ايم اگر دل دليل است آورده ايم اگر داغ شرط است ما برده ايم گواهي بخواهيد اينك گواه همين زخم هايي كه نشمرده ايم دلي سر بلند و سري سر به زير از اين دست عمري به سر برده ايم

afshin,germani

به ياد حافظ شيرين سخن : در ازل پرتو حسنت زتجلی دم زد عشق پيدا شد و آتش به همه عالم زد روز و روزگارت به خوشی و شادكامی .

مسعود

سلام... شعر بسیار زیبایی بود ... من هم به روزم و منتظر

جودی ابوت

هنوز هم شعر می نويسی... اما ديگه به ما سر نمی زنی می دونم جواب بی معرفتی بی معرفتيه ديگه!! موفق باشی