از دوست داشتن

6372740-S.jpg

امشب از آسمان ديده ی تو روی شعرم ستاره می بارد

در سکوت سپيد کاغذها پنجه هايم جرقه می کارد

شعر ديوانه ی تب آلودم شرمگين از شيار خواهش ها

پيکرش را دوباره می سوزد عطش جاودان آتش ها

از سياهی چرا حذر کردن شب پر از قطره های الماس است

آنچه از شب بجای می ماند عطر سکرآور گل ياس است

آه‌‌٬ بگذار گم شوم در تو کس نيابد ز من نشانه ی من

روح سوزان آه مرطوبت بوزد بر تن ترانه ی من

آه٬بگذار زين دريچه ی باز خفته در پرنيان روياها

با پر روشنی سفر گيرم بگذرم از حصار دنياها

دانی از زندگی چه می خواهم؟ من تو باشم....تو پای تا سر تو

زندگی گر هزار باره بود بار ديگر تو.......بار ديگر تو

آری آغاز دوست داشتن  است گر چه پايان را ناپيداست

من دگر به پايان نينديشم که همين دوست داشتن زيباست

 

((فروغ فرخزاد))

/ 17 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
صبا

من دگر به پايان نينديشم که همين دوست داشتن زيباست

جوجو

زندگی آتشکده ای است در دل شبها زندگی عشق خاموش اما پر غوغاست زندگی رفیقی است نیمه راه زندگی قطره ایست در دل دریاها زندگی آئینه پاک سجده گاهم است زندگی محرم اسرار وجودم زندگی ریشه ده آینده در وجودم آری زندگی زیباست اما..... اما نفرین بر این زندگی هرگاه از کوچه خاطره ام گذر کردی هرگاه شعر مرا خواندی آنگاه لحظه ای بر مزارم توقف کن و قطره ای اشک نثار گورم کن زندگی نه چون تصویری است که بتوان آنرا در یک نگاه دید و نه کبوتری است که بتوان آنرا محبوس کرد بلکه کتابی است قطور زندگی همچون گردابی است که در پیچ و خم آن هزاران تن سرگردانند و سرشار از شادیها و غمها

zahra

سلام دوست جون سلام ايرجی اين انيتا واسه خودش چی ميگه ؟ مي بره و ميدوزه

zahra

زندگی گر هزار باره بود ... بار دیگر تو ... بار ديگر تو ............ ايرج خيلی زدی تو ذوقم .. خيلی پسر بدی هستی .. خيلی ... خيلی ... خيلی بد قولی..... ديگه رو حرفات حساب نمی کنم يه بار نا پرهيزی کردم يه چيزی ازت خواستم

zahra

ايرج کی ميايی نت ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ميخوام پوست سرتو قلفتی بکنم

جوجو

من خالي از جان ميشوم يك لحظه در چشمم ببين ببين چه ويران ميشوم بعد از تو با من چه كنم ؟ با من بي پناه من كجاي شب پنهان شوم كجاي اين عاشق شكن تو ميروي و جان من گور ترنم ميشود خورشيدكي كه داشتم در شب من گم ميشود چيزي نگو به آينه با رازقي حرفي نزن براي بار آخرين تنها نگاهي كن به من

zahra

سلام ايرج انيتا موافقی بريم ايرجو بکشيم؟؟؟ نه ... بهتره اول بذاريم حرفاشو بزنه .. توجيه کنه اشتباهاتشو .. بعد ميکشيمش .. ايرج يه نقشه قتل توپی واست کشيدم مو لا درزش نميره

zahra

ايرج متن اعترافتو حاضر کن ميام ميبرم ديگه لازم نيست اون کارو انجام بدی .. من پشيمون شدم از حرفم .. نخواستم ... بيخيال ماجرا شو

جوجو

شب و يک جاده تاريک چراغت نور مهتاب است و من در بدرقه با تو به دستم کاسه آب است بدون اختيار اشکم به روي گونه مي ريزد شبيه ماهي تشنه دلم در سينه بي تاب است تمام با تو بودن ها فقط يک لحظه بود انگار نصيب من از اين دنيا همين يک لحظه ناب است نگاه من به پاي تو نگاه تو به دست من سکوتم با تو مي گويد " نرو! مثل تو کمياب است" ولي دست تو و من نيست تو محکوم سفر هستي